تبليغاتX
وفای تنها
به خدا نگین یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگین یه خدای بزرگ دارم
 

 

سلام دوستان

شرمنده

من تا يه مدتي نيستم

اگه عمري بود و قسمت ما هم موندن بود

حتما ميام

خدا پشت و پناهتون باشه

مي خوام برم و براي دلتنگ هام سرمو روس شونه خدا بذارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 19:31  توسط وفا | 
نمي دونم چرا فكر مي كنيد من تنها هستم، غمگين هستم ، افسرده هستم ، دلمرده هستم

نه ؛ من اينجوري نيستم چون هميشه خدا با من بوده حتي لحظاتي كه من با خدا نبودم

تنهايي من از جنس خاك نيست ، غصه من از جنس درد نيست ، اشك من از جنس غم نيست

اشك منو غمگين نمي كنه باور مي كنيد وقتي اينجور يگريه مي كنم حالت مستي عجيبي مي كنم

احساس مي كنم پر از نيرو و انرژي شدم  يه حال عجبيه اما خيلي خوشم مياد چون غمگينم نمي كنه

اما دوري از دلدار رو نمي تونم مخفي كنم اصلا چرا اين وبلاگو زدم ؟ من هميشه پيش

ديگران مي خندم تا كسي نفهمه توي دلم چيه ... حتي شعرامو زياد تو ي جمع نمي

خونم يا چاپ نمي كنم .

اما اين وبلاگو زدم تا درد دلاي تنهايي با خدا يه جايي بگم آخه خسته شدم از بس تو

خودم ريختم  دلم ميخواد داد بزنم حيف كه نمي تونم به خدا دوست دارم فرياد بزنم و

بگم چقد دوسش دارم و چه حالي هستم از دوري اون اما نمي تونم حيف ..................

بذارين وفا دلتنگي اشو با مهربونش حداقل اينجا بگه البته درسته نمي تونم حرفامو

حتي اينجا هم رك برنم اما حداقل مي تونم يه چيزايي رو بگم 

آنروز كه ديده بر رخت وا كردم

دل دادم و شعر عشق انشاء كردم

ني ني غلطم كجا سرودم شعري

تو شعر سرودي و من امضاء كردم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 10:7  توسط وفا | 
خدايا!

مي داني كه تو تنها يار مني

خدايا!

مي داني كه مونس هميشگي تنهايي من تنها تو بودي تنها توووووووو....

خدايا! 

مي داني كه ياري شكر گذاري تو را ندارم مرا درياب.

خدايا!

مي داني كه در غم هجران تو مي سوزم و تنهايي و غمم را با خنده تسكين مي دهم.

خدايا!

مرا درياب!

مرا درياب...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 19:13  توسط وفا | 

 

چرا به گناه پدرم باید از تو دور باشم مهربانم ؟؟؟؟؟؟؟

نه بسته ام به کس دل
نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج
رها رها رها من

ز من هر آن که او دور
چو دل به سينه نزديک
به من هر آنکه نزديک
از او جدا جدا من

نه چشم دل به سويي
نه باده در سبويي
که تر کنم گلويي
به ياد آشنا من

ستاره ها نهفته
در آسمان ابري
دلم گرفته اي دوست
هواي گريه با من
هواي گريه با من

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 11:21  توسط وفا | 

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو خوانی و نه من

 

 

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:17  توسط وفا | 

چشم مستی که مرا شب همه شب می نگریست

صبح دیدم که به اندازه یک ابر گریست

 

کاش از روز ازل دوست نمی داشتمت

زیر لب زمزمه می کرد و مرا می نگریست

 

پا به پا کردم و در دل هوس ماندن بود

که تو گفتی که سر دردسرم نیست مآیست

 

آتش خشم پر از مهر تو می گفت : برو

جذبه چشم پر از مهر تو می گفت: بآیست

 

کاش ای کاش که بی واهمه می دانستم

راز این چشم به خون خفته بیدار تو چیست ؟

 

گل من بر تو چه رفته است که بر روی لبت

دیگر آن خنده جادویی بی شائبه نیست

 

عاشقت هستم اگر چه هدفی بیهوده است

"دوستت دارم " اگر چه سخنی تکراری است

 

شعر من در قفس تنگ تکلف یک عمر

زندگی کرد ولی با نفس خویش نزیست

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:9  توسط وفا | 

 

تولدت مبارك

قطره

سلام . تولدت مبارك انشالله كه هزار ساله بشي. دوست داري يا نه ؟  

يادته پارسال  همين امروز توي روز تولدت چه اتفاقي افتاد ؟ ها ؟ يادته ؟ يادته روز تولد شناسنامه اي تو با روز تولد واقعي ات يكي شده بود ؟ يادته گفتي من ۲۲ سال خواب بودم و تازه امروز بيدار شدم ؟ يادت هست ؟

جون من بر مي گردي يه بار ديگه بخوني برات چي نوشتم ها ؟ نوشتم مواظب شناسنامه جديدت باش چون اگه گمش كني برات المثني صادر نمي شه اين تولد هر روز اتفاق نمي افته خدا يه بار به آدم اين لطفو مي كنه اونم  نه به هر كسي ....

مواظبش بودي ؟هنوز داريش ؟ من برات خيلي نگرانم خيلي زيادددددددددد آخه يه چيزايي گفتي يه كارايي كردي كه منو آشفته كرد از اينكه به اون سر منزل مقصودي كه قرار بود با هم بريم نرفته باشي از اينكه داري يه راهه ديگه رو ميري به خيال اينكه همون  راه خودته اما نيست ... باور كن نيست ... اين اون راهي نيست كه من گفتم خيلي مواظب باش داري مي افتي اونم بدجور واسه اين مي گم بدجور چون خيال مي كني دار يدرست ميري وقتي آدم فكر مي كنه راهش درسته و بعد مي بينه اشتباه رفته بدجور مي افته خيلي ناجورررررررررررر...

 

من چيكار مي تونم برات بكنم ؟ ها ؟ به جز دعا ااااااااااا

و خدا مي دونه كه رو زو شب دعات مي كنم و حتي يه روز و يه شب هم غفلت نكردم مي دوني چقد ميشه ؟ ميدوني چند ماه؟ چند روز؟ چند ساعت ؟ چند ثانيه ؟ و چند لحظهههههههههههههههههه...

 

منتظرم تا ببينم خدا تا كجا ميخواد منو بكشونه؟ ميخواد تا كي و كجا اينكارو بكنه ؟ دوست دارم بر خلاف هميشه كه هي شكايت مي كنم اينبار چشمامو ببندم و خودمو بدم دست اون تا ببينم برام چه خوابي ديده ؟ مگه ممكنه خدا براي بنده اش هر چقدر هم گناهكار باشه خواب بد ببينه ؟ ميشه ؟ ميخوام چشمامو ببندم حتي اگه خدا برام مرگمو خواب ديده باشه مي خوام چشمامو ببندم و به هيچ چيز ديگه فكر نكنم

 

مي خوام بزنم به آب ؛مي خوام خيس بشم ؛ مي خوام نفس بكشم  مي خوام غرق بشم غرق...

مادرم، دريا؛منو هدايت كن

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 20:48  توسط وفا | 

 

 

قرار شد بگم كجا كنج تنهايي منه؟ مال هر كسي با بقيه فرق مي كنه . مثلا يكي مي گه خونه خودمون يكي مي گه خونه فلاني ، يكي مي گه كتابخونه، اتق خودم ، كوه ، دشت ، پارك ، كوه ، فلان امام زاده و كلي جا هاي ديگه كه نميشه اونا رو بشمرم....

اما من  يه جا دارم كه مال خودمه . نمي دونم درسته اينكه بگم يا نه ؟؟؟ نمي دونم ؟؟؟

اما من مي گم اون گوشه مال منه كسي نمي تونه اونو ازم بگيره كه بترسم از گفتنش بي خيال هر چي مي گن بذار بگن....

محله ما يه مسجد داره وقتي من دبستان مي رفتم اونجا رو ساختن . مي دونين اونجا امن ترين جاي دنيا براي منه منظورم هر مسجدي نيست ، نه ... مسجد احترامش به جاي خودش من فقط منظورم مسجد محله خودمونه هر جايي برم بازم دلم واسه اونجا تنگه . آجر به آجر اونجا سرگذشت زندگي منو مي دونن همه دردا، غصه ها ، و رنجهايي كه كشيدم اونا چيزايي مي دونن كه هيچ كسي نمي دونه....

خوشحالم كه آجرها نمي تونن حرف بزنن و اگر هم بزنن كسي زبونشونو نمي دونه چون اونوقت ديگه رازي براي من باقي نمي موند.....

اونجا جاييه كه وقتي من توي تاريكي بودم به اونجا پناه بردم . وقتي از همه خسته بودم وقتي كه راستي راستي سياهي منو گرفته بود تنها چيزي كه مي ديدم فقط همين بود فقط تاريكي قدرت بلند شدن هم نداشتم حتي راه رفتن هم برام سخت شده بود من تاريكي رو به وضوح ديدم به روشني روزي كه ديدم به همون وضوح تاريكي رو هم ديدم جايي كه من اونجا تونستم آرامش دوبارمو با كمك مهربونم به دست بيارم فقط اونجا بود اونجا بود كه قدرت پيدا كردن قلبمو پيدا كردم ، قدرت پيدا كردن نورررررررر......

مهربونم من حقمو تموم كردم من خودمو فدا كردم براي قسمي كه به اسم تو خوردن من قلبمو تقديم كردم.  بايد منو تنها نذاري چون من هميشه فقط تو رو داشتم و هنوزم فقط تو رو دارم  تو منو فرستادي دنبال قطره اي كه منو از روخونه جدا كرد من فقط به خاطر ندا و اسم تو رفتم حالا هم ازت مي خوام كه بازم منو برگردوني دلم واسه دريا داره پر پر مي زنه من مي خوام بيام پيش مادرم نمي خوام اينجا باشم نمي خوامممممممممم ....

اون قطره فكر مي كنه راهشو پيدا كرده اما اون خدايي كه اون مي گه پيداش كرده هومني نبود كه روز ي به خاطر اون من به كمك  اون اومدم خداي من اين شكلي نبود اينطوري نبود .....

خداي من خيلي مهربونه خيلي زياددددددددد اگه نبود كه منو پيش خودش راه نمي داد . نكنه فكر مي كنه با چهار تا خم و راست شدن مي تونه حق مطلبو ادا كنه و بگه خدا من شكر كردم نعمتي رو كه به من تمام كردي اگه همه  آدمها از روز ازل تا به ابد با هم جمع بشن و عبادت كنن تا فقط شكر يكي از نعمهتاي خدا رو واسهيه بنده ادا كنن نمي تونن مگه اليكه هر كاري بكني بازم  به خدا بدهكاريم .مي دوني يكي از بزرگترين نعمتهاي خدا چيه ؟؟؟ اينكه هيچوقت هيچ بنده اي رو فراموش نمي كنه هيچي رو ....

اين به من زندگي مي ده به من اميد مي ده اميد به وصل . اميد به اينكه مهربوني اون گناههاي من محو مي كنه خداي مهربون من ، مهربون بي مانند من ....

مي خوام بازم برم ، برم به جايي كه هيچ قطره اي نتونه منو پپدا كنه شايد خود خواهي باشه اما اين تنها راه رسيده قطره جا مونده از درياست . ميخوام يه راهي برم و محو بشم محووووووووو تا هيچ كسي به اين راحتي نتونه منو پيدا كنه.... قطره من هميشه دعاي من بدرقه راهته هميشههههههههه من هميشه براي سلامتي تو دعا مي كنم و متاسفم كه سختي راه من دامن تو رو هم گرفت روز اول گفتم اين راه سخته و مرد ميدون ميخواد اگه مرد راهي بيا و تو گفتي من مردش هستم و تا اخرش هستم تا آخرش ... اما تو بريدي نيمه راه وقتي گفتي بريدم من واست دعا كردم كه دوباره كمكت كنه وقتي شنيدم كه دوباره برگشتي و ميخواي بري زيارت خدا رو شكر كردم كه بازم تنهات نذاشت مثل اينكه ديگه نيازي به من نداري و مي خواي بقيه راهو خودت بري . اگه تو اينجوري مي خواي كاري از دست من بر نمياد من 1 سال تمام موندم تا تو راهتو پيدا كني و اگه فكر مي كني راهوو پيدا مردي و ديگه به وجود من نيازي  نداري من با يه دنيا عشق ميرم و محو مي شم و ميرم و پشت سايه ام كه گمش كردم پنهان مي شم تا ازاونجا از راهي كه كسي هنوز بلدش نيست به دريام برسم ..

ميدوني خاصيت اين راه چيه ؟؟؟ نه تو و نه هيچكس ديگه نمي تونين منو پيدا كنين من ميرم تا توي روياي قشنگ غرق بشم براي هميشه براي هميشه.....

 

سر زار من نيا ، گلي براي من نيار

اشك من شكسته رو، بيشتر از اين تو در نيار

 

اگه يه رو زخواستي بري، سر مزارم مي بيني

كه حك شده " دوست دارم " برو ديگه غم نبيني

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 21:16  توسط وفا | 
سلام

راستشو بخواين يه سوال برام پيش اومده ؟ جواب سوالو واسه خودم مي دونم اما چه كنم فضوليم گل كرده ببينم جواب شما چيه ؟

سوال؟؟؟

كنج تنهايي و خلوت شما كجاست ؟

جايي كه وقتي غم و غصه دنيا رو دارين مي رين اونجا و احساسآرامش شديد مي كنيد كجاست ؟

جايي كه احساس مي كنيد متعلق به اونجا هستيد و اونجا متعلق به شماست ؟

اونجا فقط يه جا مي تونه باشه و براي هر آدمي يكي همه آدما كنج تنهائيشون با هم فرق مي كنه

دوست دارم بدونم مال شما كجاست ؟

اگه مال خودتونو برام بگين منم مال خودمو مي گم كجاست

منتظر جوابتون هستم...

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 10:10  توسط وفا | 

اين روزها حتي سايه ام هم ديگر مرا دنبال نمي كند

اين روزها حتي سايه ام هم از من گريزان است

اين روزها هر چه من جلوتر مي روم او عقب تر مي رود

يا شايد هم نه....

هر چه او جلوتر مي رود من عقب تر مي روم

نمي دانم.... واقعاً نمي دانم....

اين روزها حتي سايه ام هم با من قهر است

آدمي بدون سايه؟؟؟؟؟ مگر مي شود بدون سايه بود ؟ بدون همراه...

سايه من. سايه خودِ خودِ من. همراه هميشگي من. اين روزها حتي تو هم مرا ترك كرده اي اين تاوان كدامين گناه است ؟ و يا كدام آزمايش سخت الهي است ؟؟؟

دلم براي سايه ام تنگ است...

دلم براي نبرد با سايه ام تنگ است...

سايه بي وفاي من . بي وفاي من. راست بگو؛ راست . چقدر براي تو شعر خواندم چقدر ؟؟؟؟

چقدر براي تو گريه كردم ؟ چقدر با تو گريه كردم چقدر ؟

خدا مي داند كه چقدر دوستت دارم ، چقدر دوستت دارم .....

چقدر عاشقانه به تو نياز دارم ؛ چقدر زياد....

براي آخرين بار به تو مي گويم :

برگرد؛  برگرد . مرا ترك نكن .مرا كه عاشقانه به تو نياز دارم به ديگران وا مگذار؛

همه رفتني اند .هيچكس با من نخواهد ماند؛ هيچكس، چون سايه هايشان آنها را از من دور مي كنند. هر كسي به دنبال سايه خويش مي رود يا آگاهانه يا نا آگاهانه .اين منم كه بدون سايه مانده ام...

برگرد تا دوباره شعر بگويم

دلم براي شعرهايم هم تنگ شده است...

دلم تنگ است...

خدا مي داند كه تنگ است...

بغضهايم هميشه شعر بودند و  آواز شعرهايم بهانه گريه هاي بي امان من...

اما حالا نه؛ بغضي مي تركد ،نه شعري گفته مي شود و نه گريه اي جاري...

همه مرده اند؛ همه مرده امد. اينجا قبرستان است؛ قبرستان... همه مرده اند.

اينجا عشق را ، شعر هايم را ، بغضهايم را ، گريه هايم را دفن كرده ام .اينجا حتي خودم را هم دفن كرده ام ...

و بر بالاي قبرم مويه نمي كنم فقط نگاه مي كنم ؛ فقط نگاه

به مرده اي؛

كه حتي سايه هم ندارد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 10:2  توسط وفا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
آري آغاز دوست داشتن است
گر چه پايان راه ناپیداست
من به پايان دگر نینديشم
كه همين دوست داشتن زيباست

دوست من سلام اگه اهل دلی خیلی خوش اومدی اگه هم نیستی بازم خیلی خوش اومدی
من یه تنهام می دونم همه ما تنها هستیم بیا تنهایامونو قسمت کنیم

این جیمیل منه

tanha82@gmail.com


نوشته های پیشین
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آرشیو موضوعی
شعر
عشقو لانه
دست نوشته اي تنهايي من
آف هاي شما
لحظه ای برای اندیشیدن
پیوندها
آخرين آلبومها و جديدترين و زيباترين smsهاي 2007
همه چی با هم (سارا)
هنوزم یار تنهائیم (خانوم گل)
اشک نامه (پروانه ، آدم برفی؛ پرنده)
دنیای یک فرشته
عشق من( سینا)
دلتنگیهای یه عاشق( پریشاندل)
اشک رسوا (رسوا )
هیچ هدیه ای زیباتر از گل نیست (آرش)
ستار های آبی (حمید)
سهیل پرنده
نازم به ناز کسی که ننازد به ناز خویش( تارا)
بر نا مه های فارسی ( کاوه)
سایت ادم برفی (استاد حمید رحمانی)
ققنوس- خاطرات من(مهدی)
بزرگترین مرجع اطلاعات رایانه(امیر حسین)
دوستت دارم های مردابی(کویر باور)
اخه دل من( مجتبی)
عشق آتشین(شهروز)
می گن این دنیا مثل قدیما نمیشه(بهزاد لوطی)
فقط برای تو ( تندیس)
فرشته (غريبه)
دلم اندازه يك درياست( كمك)
تا حالا فكرشو كردي ؟ ( راهين جونم )
رهگذري در باد( قاصدك )
love دوست داشتن (hidden )
دلخوش يه رويا( مريم )
مي خوام برهنه حرف بزنم ( طاهره عزيز و خوشگلم)
فال حافظ
سياره خفن كدهاي جاوا اسكريپت
غمنامه (مترسك )
 

JavaScript Codes

 
Zbody background="www.foto.ir/Photos/Gallery/28630.jpg"