![]() |
![]() |
|
| به خدا نگین یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگین یه خدای بزرگ دارم |
|
قاصدک مهربونم تولدت مبارک سلام گلم تولدت مبارک البته مزه شو از بین بردی دیگه سورپرایز نشد حیف اما اشکال نداره ایشالله سال دیگه تولدتو با هم جشن میگیریم
قاصدک مهربونم ؛ الهی صد ساله بشی توی دلت غم نشینه ، همینجوری ساده باشی
ساده باشی و مهربون ، همیشه دریایی باشی توی چشات غم نبینم ، همیشه آفتابی باشی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 10:9 توسط وفا |
|
|
يک شب خوب تو اسمون يک ستاره ي چشمک زنون خنديدو گفت:"کنارتم تا اخرش تا پاي جون ... ستاره ي قشنگي بود ارومو نازو مهربون ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون اما زياد طول نکشيد عشق منو ستاره جون!! ماهه اومد ستاررو دزديدو برد نا مهربون ستاره رفت با رفتنش منم شدم بي همزبون...!!! حالا شبا به ياده اون چشم مي دوزم به اسمون
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:12 توسط وفا |
|
|
زندگي تفسير سه كلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش كردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش كن روزي اگرسراغ من آمد به اوبگو:اومنتظرت بود و بانيامدن توكم كم نيست شدورفت اوخاك شد ولي اوميداندكه توروزي به آنجا خواهي آمدوگفت من آنجا منتظرم. اين وصيت يك دخترك غمگين است. ... مرا ببخش ! اگر گاهي طاقتم تمام مي شود و با دهاني بسته به لهجه ي اشكها صدايت مي كنم بودنم را هيچ كس باور نداشت هيچ كس كاري به كار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم و زيبا و قشنگ او كه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ كس باور نكرد زمين خوردن مرا تماشا نكن . بيا دستان را بگير و ببين كه دل بهانه گيرم لجوجانه پا بر زمين مي كوبد و هر روز تو را از من مي خواهد و گريستن مرا به همگان نشان مي دهد وقتي كه ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي كه ديگر رفت من در انتظار آمدنش نشستم وقتي كه ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله اي نيست دل من عاشق ترين بود فرق من با تو همين بود در زندگي ما چيز هاي مشخصي هست كه مهري بر خود دارند كه مي گويد :تنها هنگامي قدر مرا مي داني كه مرا از دست داده باشي ... و دوباره مرا باز يابي . تلاش براي كوتاه كردن راه هيچ حاصلي ندارد شنبه * با نگاهی عاشقانه مست شدم * یکشنبه* به اوگفتم گرفتارت شدم *دوشنبه*همچولیلی عاشق صحرا شدم *سشنبه*بی وفایی کرد و من گریا ن شدم *چهارشنبه* اسیر هجرانش شدم پنجشنبه او رفت ومن در عاشقی فنا شدم جمعه * بی او تنها شدم از تنهایی0000000000 ماموريت انسان در زندگي تغيير جهان نيست بلکه انسان مامور تغيير خويشتن است. همه ي راه حلها به درون انسانها برميگردد گاه یک لبخند انقدر عمیق می شود که گریه می کنم گاه یک نغمه ان قدر دست نیافتنی است که با ان زندگی می کنم گاه یک نگاه آن چنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کند گاه یک عشق ان قدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 4:55 توسط وفا |
|
|
سلام قطره من ،می دونم مسافری ، مسافر دریای من، حالا باید برای سفرمون یه کم از هم دور باشیم. درسته از هم دوریم ، اما جدا نیستیم . می دونی درسته که بعضی جاها مسیر قطره ها توی رودخونه ها از همدیگه جدا میشه اما یادت باشه من و تو ،توی دریا قراره به هم برسیم پس برای رسیدن به دریا حرکتت رو سریعتر کن تا زودتر به هم برسیم. می دونی یادته گفتم اگه ما آدما چیزایی رو که توی دلمون هست به هم بگیم هیچوقت بدگمانی، کینه یا ناراحتی و سوءتفاهم بوجود نمیاد .تو هم اگه این کارو کرده بودی این هفته این همه برای من و تو تلخ نمیشد. یک هفته من و تو، هر دو توی یه برزخ بودیم و خدا می دونه که چقدر رنج کشیدیم فقط به خاطر اینکه تو یادت رفت حرفی رو که توی دلته به من بگی ...کاش می گفتی و این همه عذاب نمی کشیدیم ا.ما با زهم خدا رو شکر که بالاخره حل شد و گرنه خدا می دونه تا کجا ها می کشید.. می خوای بری سفر؟ آره؟ آخی ... بدون یه دله که اینجا برای تو می تپه و یکی هست که منتظر توه و همیشه به یاد تو از کنار هر گلی که می گذره نا خودآگاه به یاد تو می افته. بدون که یکی منتظره تا بری و برگردی البته دست پر ، خودت که می دونی هر چقدر دستت پر باشه تسکین درد فراق برای اون کمتر می شه . خیلی سخته چه رو زها و شبها که بدون تو باید بگذره اما من اینجا خدا رو دارم که هر وقت دلم برای تو گرفت باهاش حرف می زنم و می دونم اون لحظه هم تو داری به یاد من با اون حرف می زنی. اون دلای ما رو بهم متصل نگه می داره. من با یاد مهربونم و در کنار اون این لحظه های تلخ رو سپری می کنم و همش این جمله رو تکرارا می کنم که تو یه روزی من گفتی هر چقدر دورتر بشیم و هر چقدر رنج بیشتری بکشیم لذت وصال بیشتر میشه. سفرت بی خطر باشه ، نبینم غصه بخوری چون منم اینجا غصه می خورم از خدا می خوام که به هر دو تامون صبر زیادی بده می دونم که اون به هر دو تای ما کمک می کنه. همه ما ادما یه پرنده هستیم که هر کدوم یه بال برای پرواز داریم من بالمو پیدا کردم تا با اون بپرم مواظب بال من باش منم مواظب بال تو هستم. این ذکرو همیشه بگو الا بذکر الله تطمئن القلوب( آگاه باشید که با یاد خدا دلها ارام می گیرد ) باهاش حرف بزن آرومت می کنه. معجزه می کنه ... مهربون من ... عزیز من... مواظب گل من باش اونو به دست مهربون تو می سپرم ازت یه خواهش دارم گلممممممممم ، برام انجام می دی؟ ممنون می دونستم رد نمی کنی..برای من یه کار بکن مواظب خودت باش
خیلی خیلی دوست دارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 19:14 توسط وفا |
|
|
کسی را که دوست داری ، ازش بگذر اگر قسمت تو باشد ، خودش بر مي گردد اگر هم بر نگشت بدان که از اوّل ماله تو نبوده پس بهتر که رفت چقدر سخته گل آرزوهايت را تو باغ ديگه اي ببيني و هزاربار تو خودت بشکني و آرام زير لبت بگي : گل من باغچه ي نو مبارک. عـشق فراموش کردن نيست .بلکه بخشيدن است عــشق گوش دادن نيست بلکه درک کردن است عــشق ديدن نيست بلکه احساس کردن اســـت عــشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است گاه یک لبخند انقدر عمیق می شود که گریه می کنم / گاه یک نغمه ان قدر دست نیافتنی است که با ان زندگی می کنم / گاه یک نگاه ان چنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کند / گاه یک عشق ان قدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم . ميخوام رو يه تيکه سنگ بنويسم دلم برات تنگ شده...بعد اونو بزنم تو سرت تا بفهمي که دلتنگي چه دردي داره وقتي يك در از شادي ها بسته مي شود. در ديگري باز مي شوداما گاهي ما آنقدر به در بسته اول نگاه مي كنيم كه متوجه باز شدن در در دوم كه براي ما باز شده است نمي شويم خداوند هرگز وارد مغز شما نخواهد شد . دري كه او استفاده مي كند ، قلب شماست دوست داشتن آسانتر از دوست داشته شدن است .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 8:5 توسط وفا |
|
|
آب حيات - به ياد داشته باشيد: پروردگار همه ما را به سوي خود مي خواند و- از آنجا كه او حقيقت ناب است – نمي توانيم در دعوت او شك كنيم. گفت: تمام تشنگان به سوي من آيند و من سيرابتان خواهم كرد. اگر دعوت او متوجه تك تك ما نبود ، مي گفت: " هر كس دلش مي خواهد به سو ي من بيايد، چون شما چيزي برای از دست دادن ندارید . اما من فقط کسانی راسیراب می کنم که آماده باشند. اما او شرطی نمی گذارد . کافی است حرکت کنیم و بخواهیم ، و همه از آب حیات عشقش خواهیم نوشید. روح خدا استاد می گوید: - روح خدا که در ما حضور دارد ، می تواند مثل یک پرده سینما توصیف شود . روی پرده حوادث زیادی اتفاق می افتد- مردم عاشق می شوند ، جدا می شوند ، گنج می یابند، کشورهای دور دست را کشف می کنند. مهم نیست که چه فیلمی پخش می شود . صحنه همیشه همان است . مهم نیست اشکی یا خونی زیخته شود – چون هیچ چیز نمی تواند سفیدی پرده سینما را لکه دار کند. درست مثل پرده سینما ، خدا هم آنجاست ، پشت مشکلات و لذتهای هر کسی . وقتی فیلم به پایان برسد ، او را می بینیم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 7:7 توسط وفا |
|
|
آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دستخطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند فكر كن درد تو ارزشمند است فكر كن گريه چه زيباست بخند
********* هيچکس نمي تونه به دلش ياد بده که نشکنه ... ولی من حداقل می تونم بهش ياد بدم که وقتي شکست با لبه های تيزش دست اونی که شکسته رو نبره ********* اگه تورو خواستن اشتباهه ... اگه باتوبودن اشتباهه ... اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ... پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستی ********* آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم ... آن زمان که دوستمان دارند لجبازی ميکنيم ... ... و بعد ... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم .
********* دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم، چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!! ********* یک سنگ کافیست برای شکستن یک شیشه! یک جمله کافیست برای شکستن یک قلب! یک ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یک دوست مثل تو کافیست برای تمام عمرمممممم اگر روزی فکر کردی نبودن کسی بهتر از بودنشه، چشماتو ببند و اون لحظه ای رو که اون در کنارت نباشه به خاطر بیار، اگه چشمات خیس شد بدون که داری به خودت دروغ می گی و هنوز دوستش داری
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 6:52 توسط وفا |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 23:9 توسط وفا |
|
|
در باب عشق و دوست داشتن (2) عشق رو به جانب خود دارد، خودخواه است و حسود و معشوق را براي خويشتن مي پرستد و مي ستايد. اما دوست داشتن رو به جانب دوست دارد، دوست خواه است و دوست پا و خود را براي دوست مي خواهد و او را براي او دوست مي دارد و خود در ميانه نيست . عشق اگر پاي معشوق در ميان نباشد، نيست اما دوست داشتن جزء دوست داشتن و دوست سومي وجود ندارد. و آن هنگامي است كه عاشق خود را در ميانه نمي بيند اما دوست د اشتن به سادگي و سادگي، به فداكاري و ايثاري شگفت انگيز و بي شائبه بزرگ و پر شكوه و ابراهيم وار بدل مي شود و در اين هنگام است كه خود را كه ديگر نيست و ديگر نمي تواند باشد، در آئينه اي كه دوست دارد، لكه اي مي ماند و دستور مي دهد كه: "آن لكه را پاك كن" خود را تا سطح بلند ترين قله عشقهاي بلند پايين نخواهم آورد.دوست داشتن از عشق برتر است اما دوست داشتن پيوندي خودآگاه و از روي بصيرت روشن وزلال بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي كند و تا هر جا كه يك روح ارتفاع دارد، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي گيرد. عشق در قالب دلها و شكلها و رنگهاي تقريباً مشابهي متجلي مي شود و داراي صفات و حالات و مظاهر مشتركي است اما دوست داشتن در هر روحي جلوه اي خاص خويش دارد و از روح رنگ مي گيرد و چون مي توان گفت كه به شمار هر روحي " دوست داشتني " است. دوست داشتن چنان در روح غرق است و گيج و جذب زيباييهاي روح كه زيبايي هاي محسوس را بر گو نه اي ديگر مي بيند. اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت انديشد كه كيست يك " خودجوشش ذاتي " است و از اين رو هميشه اشتباه مي كند و در انتخاب به سختي مي لغزد و يا همواره يك جانبه مي ماند و گاه ميان دو بيگانه ناهمانند. عشق جنون است و جنون چيزي جز خرابي و پريشاني " فهميدن" و " انديشيدن" نيست. اما دوست داشتن در اوج معراجش ، از سر حد عقل فراتر مي رود و فهميدن و انديشيدن را نيز از زمين مي كند و با خود به قله بلند اشراق مي برد.
"دكتر علي شريعتي" |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 2:31 توسط وفا |
|
|
دوست داشتن کساني که دوستمان ميدارند
کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم.ترجيح مي دهم طوري زندگي كنم كه گويي خدا هست و وقتي مردم بفهمم كه نيست، تا اين كه طوري زندگي كنم كه انگار خدا نيست و وقتي مردم بفهمم كه هست. .................................................................... اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ی. ........................................................................... دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم ... اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم. ................................................................................. عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و ازجدايي جدا باش ... چنين گفت زرتشت. ................................................................................. -شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گريه گفتمش آري وچه زود گذشت بهار بود و تو بودي وعشق بود و اميد، بهار رفت و تو رفتي و هر چه بود گذشت................................................................. گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم. .................................................................................................. دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد. ...................................................................... -اگه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر بشي
|