![]() |
![]() |
|
| به خدا نگین یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگین یه خدای بزرگ دارم |
|
من ندانم که در این جام
و در این هسته ابهام من چرا از تو سرودم ؟ از تو و گردش ایام
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 16:15 توسط وفا |
|
|
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت شب را ويران مي کردند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:6 توسط وفا |
|
|
آدمك مرگ همين جاست بخند آن خدايي كه بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دستخطي كه تو را عاشق كرد شوخي كاغذي ماست بخند فكر كن درد تو ارزشمند است فكر كن گريه چه زيباست بخند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:3 توسط وفا |
|
|
رفت!
با تمام زيبايي هايش او رفت خاطراتش را به جا گذاشت اما بي باك،او رفت من ديدم درون قلب وفا را ولي ترانه با تمام احساسش رفت وفا ترانه را به ديارت بيار هر چند جسم او اكنون رفت من روح او رو ميبينم در اسمانها خدايا او هست يا اينكه رفت " سارا"
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم تیر 1386ساعت 4:7 توسط وفا |
|
|
احساس گناه نویسنده مشهوری با دوستش قدم یم زد که پسرکی به جلو کامیونی وسط خیابان دوید . نویسنده خودش را به سرعت جلو کامیون انداخت و کودک را نجات داد اما پیش از آنکه کسی بتواند به خاطر عمل قهر ما نانه تحسین اش کند ، سیلی به صورت پسرک زد و گفت: - پسرم هرگز فریب ظاهر را نخور . تو را نجات دادم ؛ فقط برای اینکه نتوانی از مشکلات بزرگسالی ات فرار کنی. استاد می گوید: - گاهی از نیکی کردن می ترسیم . احساس گناه ما، همیشه سعی می کند بگوید که با نیکوکاری ، صرفاً می خواهیم دیگران را تحت تاثیر قرار بگذاریم . پذیرفتن اینکه سرشتمان نیک است ، دشوار است . اعمال نیکمان را با طعنه و بی تفاوتی می پوشانیم، انگار نیکی معادل ضعف است. نوشتن استاد می گوید: - بنویس! چه یک نامه ، خاطره روزانه ، یا یادداشتی موقع صحبت با تلفن- ام بنویس! با نوشتن به خدا و به دیگران نزدیک تر می شویم. اگر می خوای نقش خودت را در دنیا بهتر بفهمی ، بنویس. سعی کن روحت را در نوشته ات بگذاری ، حتی اگر هیچ کسی کارت را نمی خواند یا بدتر ، حتی اگر کسی چیزی را بخواند که نیم خواهی خوانده شود . کلمه قدرت است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:21 توسط وفا |
|
|
جوينده عشق بي عددخواهدبود
هر دل را نه عاشق است رد خواهد بود
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 23:28 توسط وفا |
|
|
- با اينكه همه چيز پيشاپيش نوشته شده اما خداوند مهربا ن است، و فقط براي آن همه چيز را پيشاپيش نوشت تا ما را ياري كند. - اگر هنوز زنده اي به خاطر آن است كه هنوز به آنجا كه بايد باشي ، نرسيده اي. - باز داشن از انديشيدن به آنچه كه خداوند را مي آزارد غير ممكن است ، اما اگر بداني چگونه به وسوسه ها پاسخ "نه" بدهي ، هيچ آسيبي به تو نميرساند. - اعمال خدا به سان پژواك كردار ماست . - تمناها ي منفي نمي توانند هيچ آسيبي به تو برسانند اگر به خودت اجازه ندهي كه فريفته شان بشوي. - مردن براي ابد در يك وضعيت ماندن است . اگر زياد آرام باشي ، زنده نيستي.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 2:48 توسط وفا |
|
|
روشنديدگي مريدي نزد استادش رفت و گفت: سالها در جستجوي روشنديدگي بوده ام . احساس مي كنم به آنها نزديك شدهام . بايد گام بعدي را بدانم. استاد گفت: زندگي ات را چطور مي گذاراني؟ - هنوز گذران زندگي را نياموخته ام ؛ والدينم كمكم مي كنند . اما اين كه فقط يك موضوع فرعي است. استاد گفت: قدم بعدي تو اين است كه نيم دقيقه ، راست به خورشيد بنگري . و مريد اطاعت كرد . پس از نيم دقيقه ،استاد از او خواست منظره پيرامونش را توصيف كند . مريد پاسخ داد : نم بينم . آفتاب چشمهايم را خيره كرده است. -انساني كه تنها نور را مي جويد و در اين راه مسؤوليتهايش را وا مي گذارد ، هرگز به روشنديدگي نمي رسد . و كسي كه چشمهاي خود را خيره به خورشيد نگه دارد ، سر انجام كور مي شود. و اين توضيح استاد بود. -آيا مي داني نخستين گام در طريق روح چيست؟ درست همان طور كه آدم نم يتواند چهره خودش را در آبهاي مواج ببيند ، جستجوي خداوند با ذهني نگران اين جست و جو هم نا ممكن است . اين نخستين گام است. اراده - اراده. اين چيزي است كه مردم زمان درازي در مورد آن ترديد داشته اند : " چه كارهايي را به خاطر بي ارادگي انجام نداده ايم و چه كارهايي را به خاطر خطر ناك بودن آن ها؟" مثالي در مورد آنچه به اشتباه فقدان اراده پنداشته مي شود ، " صحبت با بيگانه ها" است. چه يك مكالمه ، يك برخورد ساده يا يك گفتگوي عمومي باشد ، به ندرت با بيگانه ها صحبت مي كنيم . و هميشه مي گوييم اينطور بهتر است. بدين ترتيب نه ياري مي رسانيم و نه زندگي يا ريمان مي كند . اين فاصله، ما را مهم و با اعتماد به نفس مي نماياند. اما در حقيقت مانع آن مي شويم كه آواي فرشته مان از راه واژه هاي ديگران تجلي يابد. بركت استاد مي گويد: - از هر بركتي كه خداوند امروز به شما ارزاني داشته استفاده كنيد . بركت را نمي توان ذخيره كرد . هيچ بانكي نيست تا بركت دريافت شده را به آن بسپاريم و هر گاه مايل بوديم ، از آن استفاده كنيم . اگر از بركات استفاده نكنيم ، براي هميشه از دست مي روند . خداوند مي داند كه ما در زندگي هنرمندان خلاقي هستيم. يك روز گل مجسمه سازي به ما مي دهد، يك روز قلم مو و بوم ، و يا يك قلم . اما هر گز نمي توانيم از گل بوم نقاشي ، و يا از قلم روي مجسمه سازي استفاده كنيم. هر روز معجزه خود را دارد. بركات را بپذيريد، كار كنيد، و آثار هنري كوچك خود را همين امروز بيافرينيد. فردا بركات ديگري دريافت خواهيد كرد. اشك همه ما نگران عمل كردن، انجام كار، حل كردن مشكلات ، و تأمين ديگرانيم. همواره مي كوشيم بر نامه اي بريزيم ، نتيجه ديگري بگيريم ، و چيز ديگري كشف كنيم . در اين ماجرا هيچ چيز نادرستي وجود ندارد – هر چه باشد ، اينگونه است كه كه جهان را مي سازيم و تغيير مي دهيم. اما عمل نيايش نيز بخشي از زندگي است . گاهي باز ايستادن ، گريختن از خويشتن، و خاموش ايستادن در برابر كيهان. زانو زدن با جسم و روح. بي خواستن چيزي ، بي انديشيدن، بي حتي سپاسگزاري به خاطر چيزي . تنها تجربه گرماي عشقي كه ما را احاطه مي كند . در اين لحظه ها ، شايد اشكهاي غير منتظره اي ظاهر شوند .... اشكهايي كه نه به شادي فرو مي ريزند ونه به اندوه. از اين پديده شگفت زده نشويد. اين يك عطيه است اين اشكها روح شما را پاك مي كند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 2:37 توسط وفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آري آغاز دوست داشتن است
گر چه پايان راه ناپیداست من به پايان دگر نینديشم كه همين دوست داشتن زيباست دوست من سلام اگه اهل دلی خیلی خوش اومدی اگه هم نیستی بازم خیلی خوش اومدی من یه تنهام می دونم همه ما تنها هستیم بیا تنهایامونو قسمت کنیم این جیمیل منه tanha82@gmail.com |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر عشقو لانه دست نوشته اي تنهايي من آف هاي شما لحظه ای برای اندیشیدن |