![]() |
![]() |
|
| به خدا نگین یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگین یه خدای بزرگ دارم |
|
چشم مستی که مرا شب همه شب می نگریست صبح دیدم که به اندازه یک ابر گریست
کاش از روز ازل دوست نمی داشتمت زیر لب زمزمه می کرد و مرا می نگریست
پا به پا کردم و در دل هوس ماندن بود که تو گفتی که سر دردسرم نیست مآیست
آتش خشم پر از مهر تو می گفت : برو جذبه چشم پر از مهر تو می گفت: بآیست
کاش ای کاش که بی واهمه می دانستم راز این چشم به خون خفته بیدار تو چیست ؟
گل من بر تو چه رفته است که بر روی لبت دیگر آن خنده جادویی بی شائبه نیست
عاشقت هستم اگر چه هدفی بیهوده است "دوستت دارم " اگر چه سخنی تکراری است
شعر من در قفس تنگ تکلف یک عمر زندگی کرد ولی با نفس خویش نزیست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 8:9 توسط وفا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آري آغاز دوست داشتن است
گر چه پايان راه ناپیداست من به پايان دگر نینديشم كه همين دوست داشتن زيباست دوست من سلام اگه اهل دلی خیلی خوش اومدی اگه هم نیستی بازم خیلی خوش اومدی من یه تنهام می دونم همه ما تنها هستیم بیا تنهایامونو قسمت کنیم این جیمیل منه tanha82@gmail.com |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر عشقو لانه دست نوشته اي تنهايي من آف هاي شما لحظه ای برای اندیشیدن |